|
|
|
|
|
سلام به همه آبی دلان
آيا قهرمان آذربايجان را ميشناسيد. این دفعه آپم خیلی متفاوته یه آپ تاریخی چون خودم اهل آذربایجانم گفتم یه کم اشاره ای به(بابک خرمدین )قهرمان آذربایجان داشته باشیم پاينده باد راه و يادش
فرزندان آذرآبادگان ايران , آيا شما هم انديشه شير ايران بابک خرم دين هستيد
آخرین گفتار بابک خرمدین سردار بزرگ ایران .... تو ای معتصم خيال مکن که با کشتن من فرياد استقلال طلبي ايرانيان را خاموش خواهي کرد . نه ! اين حماقت است اگر فکر کني چون افشين را با زر خريده اي ميتواني ايرانيان را اسير کني . من مبارزه اي را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت. من لرزه اي بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دير يا زود آن را سرنگون خواهد نمود. اکنون که مرا تکه تکه ميکني هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ايران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالي شما پاسداران جهل و ستم را از ميان بر خواهد داشت ! اين را بدان که ايراني هرگز زير بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بيگانگان را تحمل نخواهد کرد. من درسي به جوانان ايران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگي و درس مبارزه را به جوانان ايران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشيرش را براي بريدن دست و پاهاي من تيز ميکند صدها ايراني با خون بجوش آمده آماده طغيان هستند. مازيار هنوز مبارزه ميکند و صدها بابک و مازيار ديگر آماده اند تا مردانه برخيزند و ميهن گرامي را از دست متجاوزان و يوغ اعراب بدوي و مردم فريب برهانند . اما تو اي افشين . . . در انتظار روزي باش که همين معتصمي را که امروز مانند سگاني در برابرش زانو ميزني و وطن ات را براي او فروختي در همين تالار و روي همين سفره سرت را از بدن جدا کند . مردي که به ميهن خویش خيانت کند در نزد ديگران قربي نخواهد داشت و هيچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد معتصم قبل از کشتن بابک از او پرسید : ای سگ چرا در جهان فتنه انگیختی ؟ بابک پاسخی نداد پس معتصم تازی دستور داد که دست ها و پاهای بابک را از بدنش جدا سازند. چون که یک دست بابک را بریدند بابک دست دیگر خود را در خون خود زد و بر چهره ی خود مالید و همه ی روی خود را از خون خود سرخ کرد معتصم تازی شگفت زده پرسید : این چه عملی است ؟ بابک فرمود : در این کار حکمتی است. چون شما هر دو دست و پای مرا از تنم جدا کنید خون از بدنم برود و چهره ام زرد شود من روی خویش از خون خود سرخ کردم تا چون خون از تنم بیرون شود نگویند که رویش از بیم زرد شد پس معتصم تازی خشمگین شد و دستور داد پوست گاوی بیاوردند و بابک را در میا پوست گرفتند چنانکه هر دو شاخ گاو بر بناگوش او بود در وی دوختند و پوست خشک شد پس همچنان زنده بر دارش کردند و در نهايت دو خنجر در ميان دنده هايش فرو رفت و آخرين سخني که بابک با فريادي بلند بر زبان آورد اين بود : یاشاسین آذربایجان منبع : rooidad.blogfa.com با تشکر از دوست عزیزم افشین
یازدهمین شکست استقلال نیز رقم خوردتا دل ما هواداران به همون قهرمانی در جام حذفی خوش باشه از دست این کریمی ذله شدیم یه کی نیس بگه آقا جون این چه ترکیبی بود شما ارنج کردید این نوازی مگه چه شه - چرا برهانی رو یا اصلا" تعویض نمی کنی یا تویه بازی اصلا" بازی نمیدی - لطفی بعد از چند بازی که بازی نکرده چطوری بیادتو زمین با بقیه بازیکناهماهنگ شه - یا هزار ایراد دیگه..... نه به اون شوری شور نه به این بیمزگی بدشانسی هم که قریبان امیر حسینم شده فقط به خودمون........
فقط بلدن دل هوادارارو بشکنن
تا برد اس اسمون
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 11:5 توسط علیرضا و سپیده
|
|
||
|
|
|
|
![]()
بچه ها متشکریم ( مردان طلایی طالبلو - مجیدی ) دروازبان تیم ملی فقط (( وحیده )) استقلال قهرمان به مرحله نیمه نهایی جام حذفی فوتبال ایران راه یافت.
مجیدی: دو گلم را به هواداران تقدیم میکنم.
مجیدی گفت: به دلیل زحماتی که هواداران کشیدند، این دو گل را به آنها تقدیم میکنم.بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 20:48 توسط علیرضا و سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
ضربات پنالتی ۳-۱ در مجموع ۵ -۳ به نفع استقلال حاشیه دیدار استقلال و راهآهن از نکات عجیب امروز، کمبود شمار توپ جمعکنها بود که باعث شد سه تن از هواداران نوجوان استقلال را برای این کار انتخاب کنند.
* زادمهر با دسته گل به استقبال فیروز کریمی رفت. سپس تمامی بازیکنان راهآهن نیز به سمت کریمی رفته و از او برای بازی امروز رخصت گرفتند. * لباس قرمز رنگ داوران باعث ایجاد حساسیت برخی هواداران شده بود. * آتیلا حجازی، عزیز محمدی، ناصر شفق، سعید نفریه و علی فتحا..زاده از مردان شناخته شده جایگاه ویژه بودند. * فیروز کریمی دسته گلی که تیم راهآهن برای او هدیه آورده بود، همراه دسته گل باشگاه استقلال به هواداران این تیم اهدا کرد که به شدت از سوی آنها تشویق شد. در حالی که هنوز دقایقی به شروع بازی استقلال مقابل راهآهن باقی مانده بود، یکی از هواداران این تیم به دلایل نامعلوم، با آمبولانس حاضر در ورزشگاه آزادی راهی بیمارستان شد. به دلیل حساسیت مسابقه استقلال تهران مقابل راهآهن از مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی، هواداران استقلال از ابتدای ورود به ورزشگاه به تشویق تیم خود پرداختند. * بازیکنان تیم راهآهن ۱۵ دقیقه زودتر از آبیپوشان برای گرم کردن وارد زمین شدند و هواداران استقلال علیه آنها موضع گیری کردند. * تنها بازیکن راهآهن که مورد حمایت هواداران استقلال قرار گرفت، میثم بائو بازیکن فصل گذشته این تیم بود. * زمانی که وحید طالبلو با بائو به گفتگو پرداخت، هواداران استقلال به شدت هر دو بازیکن را تشویق کردند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 20:39 توسط علیرضا و سپیده
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 13:22 توسط علیرضا و سپیده
|
|
||
|
|
|
|
از هوادار تا تماشاگر.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 11:8 توسط علیرضا و سپیده
|
|
||